خدمت گرانبهاي دهخدا به فرهنگ و تمدن ايران

به این ترتیب نه تنها شخصیت بینظیر او بلکه عوامل عینی این فرصت را مساعد ساختند تا نقش عمده را در ایجاد ادبیات ملی پشتو بازی کرده و جای نخست را در فهرست شاعران کلاسیک افغان احراز کند. بخش دوم فرهنگنامه فارسی بهپهلوی و مجموعه هزوارشها و فهرست واژهها بهخط پهلوی است و در پایان واژههای پهلوی بهخط پهلوی آورده شده و در برابر آنها آوانویسی لاتینی واژهها داده شده تا مراجعهکننده بتواند با یافتن شکل پهلوی لغت و تلفظ لاتینی آن، معنی واژه مطلوب را در مجموعه لغات پهلوی (قسمت اول) بجوید.

كه در زبان فارسى مترادف داشته و یا توضیح داده شدهاند در حالیكه مشتقات زیرینهمان لغت، اساساً در فرهنگها ( حداقل فرهنگ هاى مورد مراجعه ما ) وجود ندارند تا مترادف را بتوان جستجو كرد. Tractability كه به Tract مراجعت داده است، ملاحظه می شود كه برای( 50% ) مشتقات مربوط به لغت Tract كه یكی از لغات اساسی مكانیک است معادلی وجود ندارد. ازكلمۀ « هتل » كه از فرانسه وارد زبان فارسى شده، واژه « هتل » – داری درست شده است. بعدها كه خواستند این لغت كاملاً جا افتاده را فارسى بكنند كلمه « رایانه » جانشین آن شد كه لغتی كاملاً انتزاعی است.

تنها صوت « آ » و سه حرف « پ » ، « چ » ، « گ »، دارای بیشتر از( 90 % ) نوددرصد لغات فارسى هستند و دلیل آنهم نبودن مخرج « فونم » هاى فوق در زبان عربى است. زیرا زبان فارسى برای بیان مضامینی كه لازمه شعر وشاعری است كشش كافی و لغات مكفی دارد و با این گنجینه لغوی هنوزهم سالیان درازمی تواند تركیب هاى بسیار زیادی درست كرده و شعر را چه در قالب قدیم و چه در نوع جدید آن ادامه دهد. این البته بیشتر به متنهاى ادبی وفلسفی لطمه وارد می سازد، چون در متنهاى علمی هدف رساندن مطلب به سادگی و صراحت وكوتاهی هرچه تمامتر می باشد و به پیچیده كردن مطالب علمی كه گاهی خود با اندازه كافی مشكلهستند نیازی نیست.

بعضی از افراد ممکن است با دیدن بتوانند مطالب را راحت تر فرا بگیرند و بعضی ها با شنیدن. نسبت لغات عربى به لغات غیرترکى درزبان فارسى، شانزده به یک ( 1/16 ) است، یعنی لغات غیرترکى در زبان فارسى( 2/6 % ) لغات عربى دراین زبان است. حضورلغتهاى عربى، چنانكه اشاره شد، مانند وجود لغات ترکى وبقیه زبانها نیست كه بعد از تكوین زبان فارسى، خواه دراثراستیلای اقوام ترک، خواه در اثرارتباطات دیپلماتیک وبازرگانی وغیره بدان وارد شده باشد. بدین ترتیب درصرف افعالی كه ( خواه بسیط، خواه مركب، خواه فارسى، خواه بیگانه كه به زبانفارسى وارد شدهاند ) درزبان فارسى ازآنها استفاده می شود، ناهماهنگیهاىی با برخی از زبانها وجود دارد، كه ترجمه دقیق متون دیگر را با اشكال مواجه می سازد.

این واژهنامه برای ارایهٔ تلفظ کلمات از الفبای آوانگاری بینالمللی استفاده میکند و مبتنی بر انگلیسی فصیح است. یعنی لغات ترکى ( 25/4 % ) لغات موجود عربى در زبان فارسى است. در حالیكه لغات فارسى معادل با حروف عربى تنها ( 9/43 % ) كل لغات را تشكیل میدهند،16منطقاً باید در جستجوی راه حل مناسبی بود. آورده راه غیر فرهنگی در پیش گرفته است. فرهنگستان سالها پیش برای لغت خارجی « ترانسپورت » معادلی در نظر گرفته بود.

درغیر این صورت چارهاى نمی ماند جزاینكه اززبانهاىی كه درحال حاضر درایران « حبس نظر » هستند استفاده كرد و توانایی آنها را در این راه بكار برد. زمان مطلق گذشته یا ماضی مطلق دارای زمانهاى متعدد نسبی است كه تعداد آنها بستگی به زبان مورد نظر دارد. درغیر این صورت، زمان را زمان نسبی می نامند. هزینه پست را پس از دریافت بسته، به پستچی تحویل می دهید. اكثریّت قریب به اتفاق لغات عربی به این صورت در نیامدهاند و تا شرایط فعلی زبان پا برجا است، درنخواهند آمد.

درزبان انگلیسی وضعیت اصوات بسیاردرهم وآشفته است: برای صوت( ائ I): ( در ترکی : قئز: دختر / قئزئل : طلا )، درانگلیسی ( TURN / GIRL ) علامت مشخصی وجود ندارد، گاه میان دوحرف بیصدا بصورت نامرئی تلفظ میشود مثلاً: در واژۀ Tab-le ( تی بئل به معنی میز )صوت ( ائ : I ) درمیان دوحرف ( ب ) و( ل ) قرار دارد. گذشته از آن لغت تنها دربرابر واژهاى بیگانه بدلیل اینكه فقط برای مورد مشخصی ساخته می شود، كاربُرد بسیارمحدود داشته و تنها سبب افزایش كمّی لغت می شود. در سالهاى اخیر موضوع معادل سازی برای لغات علمی و فنی مأخوذ از منابع خارجی كه سابقاً دراختیار یا انحصار فرهنگستان زبان فارسى بود، ظاهراً بدلیل راندمان كم این دستگاه یا دست كم، بسبب كُندی حركت آن درایجاد و پیشنهاد به موقع لغات، پیگیری درباره آنها به بیرون از حوزۀ فرهنگستان نیز تَسَری پیدا كرده است.

مجموع لغات ترکى وغیرعربى ( غالباً اروپایی ) درحدود ( 4 % ) حجم كل لغت است. نسبت لغات عربى به لغات ترکى در زبان فارسى بیست و سه به یک ( 1/23 ) است. صید ماهی های گوناگون خلیج فارس در این اواخر اهمیت پیدا کرده است. فرق بین دادن یک ماهی برای شام شب، بیک نفر، با آموختن ماهیگیری بهمان فرد، همان فرق گذاشتن « رایانه » در برابر« كامپیوتر » و توانایی پیدا كردن معادل لغات همراه، از همان ریشه است. لغت عربى نه تنها درعلوم الهی ( فقه و اصول و كلام ) و فلسفه وعرفان، بلكه حتی درمحاورات وسخنان روزمره مردم نیزرسوخ كرده است.

اگر امكان ساختن معادل لغات زیر بدون پیشوندها و پسوندهاى عربى و یا حتی با آنها، وجود دارد باید ساختن لغات تنها و بی رابطه ارگانیک با لغات خویشاوند را رها نموده و برای لغت سازی به مصدر كلمات رجوع كرد. زیرا ازكلمه « Compute » حداقل ده مشتق جدا می شود ولی از « رایانه » حتی یک مشتق هم نمی توان ساخت، و ریشه مشكلات زبان فارسى هم دقیقاً درهمین جا است. ملاحظه می شود كه واژۀ « رایانه » فقط جواب یكی از لغات بالا است و از طریق آن نمی توان برای ده لغت باقیمانده معادل یابی كرد.

پس نویسندگانومترجمین كه طبعاً فعال تر می باشند و بویژه مترجمین متون علمی كه نخستین كسانی هستند كه با كمبود و نارسایی لغات فارسى در برابر واژههاى بیگانه آشنا می شوند، ناگزیر از یافتن راهی برای چارۀ کارهستند و چه بسا كه خود اقدام به معادل یابی و لغت سازی می نمایند. كوشش هاى فردی، پراكنده، بیپشتیبان و محدودند و تاكنون ازحوزه پیشنهاداتی برای یافتن معادلهائی دربرابر لغات علمی و فنی فراتر نرفته اند. عدم وجود این درصد كم، ارتباط زبان فارسى را بطوركامل از دنیای علمی و صنعتی قطع می كند.

درحالیكه گرامر فارسى قادر به اینكار نیست واگر اصلاحی صورت گرفتنی است درهمینجا است. بگذریم از اینكه برخی لغات « خلق ساخته » بسیار مناسب از كاردرآمده و در تداول عمومیت یافته و ماندگار شدهاند و این نمونه اى از استثنائی است كه قانون را تأیید می كند. در نهاىت زبان فارسى درحال حاضر، با معضلی روبرواست كه همانا مُدرنیزه كردن آن به نحوی است كه پاسخگوی نیازهاى دنیای علمی و صنعتی امروز باشد. معادل این دو پسوند درترکى پسوند« لیق، لیک، لوق، لوک » ( بنا به قانون هماهنگی اصوات و آهنگ ) است و كلمات ذكرشده درجدول زیر برابرهائی به قرارزیر خواهند داشت.

دیدگاهتان را بنویسید