را در یک صفحه ملاحظه نمایید

از این نمونه اند ترجمه ی تفسیر طبری، ترجمۀ تاریخ طبری، آفرین نامه ی بوشکور، شاهنامه ی ابومنصوری، شاهنامه ی فردوسی، هدایۀ المتعلمین، حدودالعالم، تفسیر قرآن پاک و اشعار شاعرانی چون شهید بلخی، بوشکور و غیره. از این نمونه اند ترجمه ی تفسیر طبری، ترجمه ی تاریخ طبری، آفرین نامه ی بوشکور، شاهنامه ی ابومنصوری، شاهنامه ی فردوسی، هدایة المتعلمین، حدودالعالم، تفسیر قرآن پاک و اشعار شاعرانی چون شهید بلخی، بوشکور و غیره.

مانند کسانی نیستیم که از دست بی پدری و بیچارگی و بی تاریخی ، با تاریخ و نام و هویت جعلی و دزدکی زندگی میکنند. بنابراین پانترکیستها برای اینکه نظامی گنجوی را ترک معرفی کنند ناچار به بیت خودساخته و جعلی رو آوردند. همانطور که دیدیم هیچ جا نظامی گنجوی برترک بودن خود تأکید نکرده است (و خواهیم دید که بر ایرانی کرد بودن و پارسی بودن خود تأکید کرده است) و بیت پانترکیستها جعلی از آب درآمد. همچنین آن جا که محمد ظهیری سمرقندی مولف سندباد نامه، دربارۀ نگارش پیشین این کتاب که خواجه عمید ابوالفوارس قنارزی در سال ٣٣۹ هجری از پهلوی به فارسی ترجمه کرد، مینویسد: «این کتاب را (قنارزی) به عبارت دری پرداخت، لکن عبارت عظیم نازل بود و از تزیین و تجلی عاری و عاطل .

گذشته از قافیه کردن کاف و گاف در ترک و گرگ، و نبودن این بیت در هیچ یک از نسخههای دستنویس و چاپی پیش از سال ۱۹۸۰ م / ۱۳۵۹ خ، لنگه (مصرع) دوم اصلا در ادبیات پارسی معنایی ندارد. حالیکه واژگان یونانی در آثار نظامی بیشتر از واژگان ترکی بکار رفته است و واژگان ترکی در آثار نظامی نسبت به کل آثار او ناچیز است و همان واژگان ترکی را شاعران دیگری مانند عطار و انوری و ده ها نمونه دیگر ادبیات پارسی آن دوران بکار برده اند! گرچه در ده سال اخیر رژیم سلطنتی ، اصل مشروطیت قانوناً تسجیل گرید و جراید غیر دولتی اجازۀ نشر یافتند ، اما در مورد ارتقاء و گسترش السنۀ افغانستان کدام اقدام چشمگیر روی دست گرفته نشد.

بنابراین پانترکیستها حدود ده بیست واژه که از ترکی به فارسی از دوران غزنویان وارد شده است را میخواهند بهانهسازی و سندی برای “ترک بودن” نظامی معرفی کنند ولی واقعیت اینست که واژگان ترکی در آثار نظامی گنجوی حتی از فارسی امروزی کمتر است و در اشعار او (اگر تمامی لغتهای او را بشماریم و هر بیتی را دارای ده لغت بدانیم یعنی حدود سیصد هزار لغت (چه تکراری چه فرد)) حتی یک درصد هم نمیشود. اگر به آثار نظامی گنجوی نگاه کنیم، واژگان ترکی بسیار کمتر از فارسی امروزی ما است.

و دیوان مجعول ترکی! بیت مجعول در رابطه با گرگ! اینان با تحریف و بدخوانی بیتهایی از نظامی یا حتا با جعل بیتهایی بیمعنا و سست و بستن آن به نظامی گنجوی میخواهند او را ترک نشان دهند. در حالیکه مروری به آثار نظامی گنجوی دستبالا بیست (بدون نامهای خاص مانند خاقان و غیره) واژه ترکی را نشان میدهد. زبان ترکی را از لغات عربی و بعضی اصطلاحات کشور های مجاور تخلیه نمودند .نتیجه چه شد ؟ بعلت انتحار فرزند ارشدش جعفرقلی میرزا تهران را ترک گفت و بسمت معاونت مالیه به خراسان رفت.از تاریخ ورود مستشاران آمریکائی ببعد گاهی تفتیش و زمانی شغل معاونت را داشت تا رفته رفته از کار کناره گرفت و منتظر خدمت شد.

زندگینامهء خوشحالخان که کارو آنرا آورده است، فاقد جزییات مفصل است، مگر نظر به تحلیل گسترده تاریخی اش اثر وی از دیگران متمایز بوده و بطور ارگانیک با تاریخ قبایل شرقی افغانستان بصورت کل مرتبط میباشد. چ – تاریخ افغانستان بعد از اسلام، عبدالحی حبیبی، جلد اول و دوم، مرکز نشراتی میوند، چاپ سوم، خزان 1377 . از فعالیتهای مهم او همکاری با علامه دهخدا و تنظیم فیشهای چاپ نشده بعد از فوت دهخدا است. موضوع فرهنگ لغت یکی از موضوعات بسیار مهم است و وجود تعداد کم لغات یا موارد این چنینی می تواند ضربه بسیار بزرگی به برنامه بزند تا کاربران آنرا ناراضی کند اما خوشبختانه اپلیکیشن “لغت نامه معین و دهخدا (آنلاین)” یکی از بهترین ها در این زمینه است.

این مؤسسه توانسته لغت نامه دهخدا را در ۲۲۲ جزوه شامل حدود 27 هزار صفحه چاپ كند و در اختیار علاقه مندان قرار دهد. زبان فارسی یا دری حدود دو هزار و پانصد سال پیشینه دارد که از آن حدود هزار سال نخستین زبان گفتار در جنوب غربی ایران و سپس حدود هزار و پانصد سال زبان گفتار و حدود هزار و صد سال اخیر آن، زبان نوشتار در بخش بزرگ سرزمینهای فلات ایران بوده است و روزگاری به عنوان زبان فرهنگ و ادب، به کشورهای دیگر نیز نفوذ کرده است. هیچ فرق چشمگیری میان زبان فارسی در افغانستان، ایران و تاجکستان وجود نه دارد.

نه مستی!؟ مستی-یى ساغر! نه کاسید!؟ کاسید-ى قیمت. نه غولغول!؟ غولغول-ى باده. من اؤلسم سن بت-ى شنگول، صوراحى ائیله مه غولغول! حرف پانترکیستها مانند اینست که چون نظامی واژگان یونانی مانند قلم و اقلیم و اکسیر و ارغنون و سمندر و کلید و زمرد و دفتر و دیهیم را بکار برده است, پس یونانی هست! برای نمونه واژگانی مانند دیهیم و اقلیم و لغت و دفتر و زمرد و کلید و قلم و سمندر و ارغنون و اکسیر همگی یونانی هستند ولی هیچ کس ادعا نمیکند که نظامی بخاطر کاربرد این واژگان یک “یونانی” است.

برای نمونه این بیت سراپا هجو را ساختهاند و به نظامی میبندند! همچنین واژگان یونانی نیز در آثار نظامی دیده میشود و باز باید دانست که این واژگان به فارسی آن دوران وارد شده بودند. واژگان ترکی در آثار او نیز کمتر از یک چهارم یک درصد (چه از لحاظ تعداد کلی و چه از لحاظ درصد واژگان او) میباشند (این تحقیقات گسترده انشاءالله بزودی در مجلهی ایران و قفقاز به زبان انگلیسی یا جای دیگر چاپ میشود)، یعنی بسیار بسیار کم هستند (یک چهارم از یک درصد).

سپس نویسنده پانترکیست ادامه میدهد که نظامی “کلمات” ترکی را بکار برده است. خود این بیت نشان میدهد که سرایندهاش هیچ آشناییای با ادب پارسی به ویژه سخن بلند نظامی نداشته است. شما هیچ شاعر پارسیگویی را نمیبینید که گرگ را به فرزانگی ستوده یا توصیف کرده باشد و از آن بدتر، خود و نیاکانش را هم به گرگ منسوب کرده باشد! هیچ کدام از اشعارهای پنج گنج نظامی واژگان ترکی مانند این ابیات بالا (که این همه واژگان فارسی دارند) در آن دیده نمیشود.

در این شعر واژگان پارسی و سپس عربی بیش از واژگان ترکی اند! زبان فارسی و عربی آن را تحت تاثیر قرار داده ، در آن نفوذ یافته اند ، زبان پشتو امروزه در افغانستان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است . در هر حال از میانۀ سدۀ پنجم هجری، با نفوذ بیشتر زبان و سبک تازی در نوشتههای فارسی، هر دو سبک دری و پارسی که در سدۀ چهارم متداول بود از رواج افتاد، بهویژه سبک دری، و به همین دلیل آثار آن نیز بیش از آثار سبک پارسی دستخوش نابودی گردید و بسیاری از واژههای مهجور آن که در سده ی چهارم به زبان فارسی راه یافته بود و نمونههای آن در لغت فرس اسدی دیده میشود، سپس تر در زبان فارسی کهنه شد و از کار افتاد.

معادل و یا عبارت لغات را بخوانید و لغت انگلیسی مورد نظر را بگویید. خوشحال و خلاقیتهایش در وطنش از ربع دوم قرن ۲۰ مورد آموزش قرار گرفتند. 5- زبان فارسی: یا فارسی دری دنباله فارسی میانه زرتشتی است که از زمان یعقوب لیث صفاری (قرن سوم) زبان رسمی ایرانیان مسلمان شد و در منطقه وسیعی از جهان از هندوستان تا اروپا رایج است. کسی می­تواند به خودشیفته­ گی خودش و جامعه­ اش پی ببرد؛ که موضوع فکری خود و جامعه­ اش را بتواند با پژوهش به چالش بکشد تا این که دریابد، در جامعه­ ای که به سر می­برد، هم جامعه و هم فرد در یک وضعیت کاذب یا شبه­­­ وضعیت به سر می­برند.

دیدگاهتان را بنویسید